live on earth

with you between my arms

۲۹ مطلب توسط «erf pr» ثبت شده است

آینه

همیشه شبیه تمام چیزهای پیش رو بود.
همیشه تصویری از اونها رو نشون میداد و نمیتونست از خودش چیزی نشون بده.
اصلا انگار برای این بود که تقلید کنه.
بارها و بارها درباره خودش فکر میکرد ساعت ها و روزها میگذشت و فکر میکرد که چرا، چرا از خودش ظاهری نداره!
تمام وقتش تمام اتفاقات و چهره ها و اشیا رو منعکس میکرد.
خسته شده بود از تقلید از تکرار خسته شده بود از خودش بدش میومد.
تا اونجایی به این فکر ها ادامه داد که به این رسید که وجودش وابسته به بقیه اس.
به چهره ها و اشیا و نور.
نمیخواست وابسته باشه.
میخواست اون رو برای خودش بخوان.
اما باز هم برمیگشت سر خونه اول خودش چی بود؟
یه آینه!
کارش همین بود.
تقلید و انعکاس. همین ها باعث وجودش بود.

  • ۰ comments
    • erf pr
    • سه شنبه ۱۲ تیر ۹۷

    مسیر

     کنار هم بودیم و داشتیم حرف میزدیم یه موضوع تو ذهنم اومد و به نظرم بد نبود که اینجا مطرحش کنم.

     

    تکامل به  ما یاد داد که برای بقا، باید برترین باشیم. خب برترین بودن انسان چیه؟
    خب برای مثال ملاک برتری توی شیرها شاید قدرت وچالاکی و تیزی دندون و... باشه توی پرنده ها بال هاشون سرعت پروازشون و ... تو ماهی ها ممکنه شنا کردنشون یا هرچیز دیگه، خب تفاوت انسان با اینها چیه؟ مگه نه اینکه ادعا داره که مغز و قدرت تفکر برتری داره؟
    خب پس چرا مسیر تکامل رو اشتباه داریم میریم و برای کامل شدن از مسیر تکاملی حیوانات تقلید میکنیم؟
    چرا از کسب دانش فرار میکنیم؟ چرا کتاب نمیخونیم؟ و چرا به جای اینها به سمت تکامل مسیر های فیزیکی رفتیم چرا ذهن ها معطوف شده به ظواهر به آرایش به بدنسازی به رنگ ها به قدرت های فیزیکی!
    دقیقا مثله حیوانات به دنبال جذب جنس مخالف هستیم با رنگ و لعاب و قدرت نمایی. گاه با نعره کشیدن و متلک انداختن و ...
    خب به نظر من مسیر تکامل انسان رو داریم اشتباه طی میکنیم.

    " یکی دیگه "

  • ۰ comments
    • erf pr
    • چهارشنبه ۶ تیر ۹۷

    کلاس درس

    همیشه سر کلاس درس نشستم

    انگار یه دانش آموزم بین هفت میلیارد آموزگار!

    اما خب فقط هفت میلیار نیست حالا که فکر میکنم خیلی بیشتره

    حتی وقتی هیچکدوم از اون هفت میلیارد هم نباشن بارم یاد میگیرم

    از همه چیز که میبینم همه چیز که میشنوم همه چیز که میچشم و همه چیز که لمس میکنم

    واقعا به هر چیز که فکر میکنم اون لحظه سر کلاس درس نشستم

    از این کلاس درس ها فرار نمیکنم

    نمیدونم شاید چون واقعیه

    شاید چون مثله اون کلاساى درس که تو اتاق و پشت یه میز برگزار میشه، ظاهری نیست

    قابل چشیدن و شنیدن و دیدن و لمس کردن.

    یاد میگیرم از هر کس که باهام حرف میزنه حتى هرکس که باهام حرف نمیزنه؛ از رنگ ها از بو ها از مزه ها از آب و هوا از شکل ها از همه چی فقط به قول سهراب "جور دیگر باید دید"

    اینکه حس کنی از هر ثانیه قبل خودت بهتر شدى، لذت بخشه

    حتی از خودت یاد میگیری چیزهایی از خودت یاد میگیری که بلد نبودی خودت میسازیش خودت کشفش میکنى

    ادامه میدم به یاد گرفتن.

    و به قول سروش لشکرى: "تا بمیرم بشه کلاس تعطیل"

    حالا این وسط تو معلم چی هستی برام؟

    "یکی دیگه"
    ع.پ

  • ۲ comments
    • erf pr
    • شنبه ۱۲ خرداد ۹۷

    یه روز دیگه

     پنجشنبه دهم خرداد بود.
     بعد چند روز باز همدیگه رو دیدیم.
     باز هم مثله همیشه تا ما به هم رسیدیم و دست هم رو گرفتیم آسمون هوارو برامون عاشقونه کرد.
     اینکه میگم رو بار ها و بار ها تجربه کردیم. تا به هم رسیدیم، بارون گرفت.
     دیگه کم کم داشتیم آب و هوای تابستونی رو میپذیرفتیم که بازم آسمون بهمون نشون داد انگار هنوز حواسش بهمون هس.
     حالا این بین توی خیابون داشتیم قدم میزدیم که یه چیز خوشگل دیدیم.
     یه چیزی که به قول افی خانوم، کاش هر گوشه شهرمون یه دونه از اینا بود و شهرمون خوشگل میشد.
     خب واضحه که این خانومه با ذوق، دووم نمیاره و سریع گوشیشو درمیاره و از این خوشگل خان عکس میگیره.

    pink van

     به نظر من همونطور که هر آدمی داستانی داره، این ماشینا هم هرکدوم داستانی منحصر به خودش داره.
     سعی میکنم تا چند روز آینده برم و ببینم داستان این خوشگله صورتی چیه!

  • ۱ comments
    • erf pr
    • جمعه ۱۱ خرداد ۹۷

    بنویس

     مینویسم.
     هرچند بلد نیستم مثل نویسنده ها بنویسم.
     بلد نیستم با کلماتم خواننده رو جذب کنم.
     بلد نیستم شعر بگم.
     اصلا هیچوقت نخواستم حتی کسی بخونه این حرفامو.
     برای خودم مینویسم.
     آره خب نویسنده نیستم اما میتونم دست به قلم بشم و هر کلمه ای که بلد بودم رو روی کاغذ بنویسم.
     اینکه بپرسی چرا مینویسی احساس میکنم درست نیست.
     اینکه چرا ننویسم سوالیه که باید بپرسیم.

  • ۱ comments
    • erf pr
    • دوشنبه ۷ خرداد ۹۷

    فولکس واگن

    در سال ۱۹۵۰، فولکس واگن برای گسترش محصولات خود و حضوری پررنگ‌تر در بازار ایالات متحده، محصولی کاربردی را معرفی کرد که به یکی از موفق‌ترین وسایل نقلیه تاریخ بدل شد.

      ون مشهور به Type ۲ بر پایه پلتتفرم فولکس واگن بیتل type1 ساخته و پرداخته شد و در ابتدا تنها ۲۴ اسب بخار قدرت داشت، اما در سال‌های آتی این عدد تا بیش از ۵۰ اسب بخار افزایش یافت. اما قدرت اصلی‌ترین المان در موفقیت این خودرو نبود. فلسفه طراحی این خودرو اما ساخت یک ون کاربردی متوسط با ساختاری بسیار ساده، تعمیرات آسان و قیمت پایین بود که بتواند نیازهای روزمره را برآورده سازد. در سال‌های آتی اما با افزوده شدن چندین فرم مختلف اتاق بود که این کاربردی بودن تایپ ۲ گسترش یافت. در این میان گونه‌های کمپر (با تمامی امکانات برای سفر)، سامبا (لوکس با سانروف) و وانت‌بار از همه مشهورتر بودند. موفقیت این خودرو سبب شد تا نسل بعدی آن در سال ۱۹۶۷ با نام T۲ type2 راهی بازار شود.
    در ظاهر و فلسفه نسل دوم نیز کماکان فولکس واگن به اصول اولیه وفادار ماند.

    یکی از دلایل محبوبیت نسل اول، حرکت‌های ضدجنگ و فرهنگ خاص هیپی‌هایی بود که در غرب، از این خودرو به عنوان وسیله نقلیه گروهی استفاده می‌کردند. نسل دوم نیز در بحبوحه همین دوران زاده شد و توانست جانشین شایسته‌ای باشد. در این نسل تاکید روی گونه کمپر حتی بیشتر شد و عمر آن نیز طولانی‌تر بود و تا سال ۲۰۱۳ در برزیل تولید شد. با این حال در اروپا نسل جدید  Type ۲با نام T۳ در سال ۱۹۷۹ معرفی شد.
     در این نسل ابعاد و وزن خودرو به مراتب افزایش یافته، ظاهر و پلت‌فرم خودرو نیز به طور کامل مدرن‌سازی شد. علاوه بر این در همین نسل بود که بالاخره پیشرانه‌های هواخنک جای خود را به نمونه آب‌خنک دادند
    .
    با وجود مدرن‌سازی، این نسل نتوانست به اندازه ۲ نسل قبلی پرطرفدار و درخشان ظاهر شود و تاثیر فرهنگی-تاریخی آن به اندازه اسلاف خود نیست.
    در سال
    ۱۹۹۰ اما فولکس واگن بالاخره نام مشهور و شناخته شده Transporter را برای نسل چهارم ون‌های دوست‌داشتنی خود به کار برد. از این نسل به بعد نام اصلی محصول ترنسپورتر بوده و برای نشان دادن شماره نسل از عددی در مقابل حرف T استفاده می‌شود. تغییرات اصلی این خودرو اما در معرفی پیشرانه‌های جدید آب‌خنک، تغییر جای پیشرانه به جلو (تقریبا وسط خودرو) و بزرگ شدن نسبی ابعاد بود.
    نسل‌های پنجم و ششم این خودرو نیز با ظاهر و فلسفه‌ای شبیه به همین نسل چهارم با کدهای t5
      و t6 راهی بازار شدند.
    با آنکه امروزه خودروهایی همانند
    mpv و کراس‌اوورها بازار ون‌های کاربردی را محدودتر از قبل کرده‌اند، اما هنوز هم فولکس واگن به لطف نام و اعتبار حرف T در تمامی جهان شناخته شده است

  • ۰ comments
    • erf pr
    • دوشنبه ۷ خرداد ۹۷

    پین کافه

     خب باز هم یه ون خوشگل دیگه پیدا کردیم.
     یکی دیگه از اونایی که دوسشون داریم.
     یکی دیگه از اونا که دنبال علاقه و احساسش میره.

  • ۰ comments
    • erf pr
    • دوشنبه ۷ خرداد ۹۷